زندگی

عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی.

زندگی

عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی.

دریا با سونامی بازی میکنه....

خدا بی همتاست 

 

با نام خدا آغاز کردیم تا او هم با ما همراه شود 

 

 

اما با نام وحید ادامه میدهیم: 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم 

 

 

اینو دریا میدونه که ربط وحید با این جمله چیه و بس. 

 

  

من سونامی بودم که در دریا شکل گرفتم. 

 

اما این سونامی نه خطر داشت و نه خرابی به بار آورد. 

 

از این به بعد بیشتر با این دو عنصر جهان آفرینش آشنا میشید. 

  

 

دریا مملو از آب و روشنایی است. 

 

او (سوم شخص مؤنث) سونامی را در روشنایی اش محصور کرده . 

 

اینگونه شد که سونامی دیگه نه توان جدایی از آب رو داشت و نه قدرتی که بخواد به ساحل حمله کنه. 

 

تازه آغاز راهیم. 

 

موقعی که تو با سرفه هات میگفتی: 

 

آهای سونامی ، حواست به کار خودت باشه خودت هم میدونستی اون سرفه ها شده بود همه ی  

نشان ارتباط. 

 

سرفه هات مثل ایکس بود که زمان رو نگه میداشت 

 

اون موقع بود که گذر عمر رو احساس نمی کردم. 

  

 

دریای من یه چیزی میخورد که نگفت چیه 

اما وقتی میخوردش انگار که یه آدم داشت توی باتلاق روی چوب شکسته ی درختها راه میرفت: 

خرچ   خروچ          شلپ        خرچ        شولوپ 

 

اما دریا بهم گفت این صداها

 

به راه رفتن روی برگهای درختهای سرما زده پاییزی هم بی شباهت نیست

 

امروز بازی کلمات کردیم. 

 

این جمله های بالا همه با کلماتی بود که من گفتم و جمله ها و حرفهایی که دریای من گفت. 

 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد