-
بلاگ اسکای بابای
جمعه 23 بهمنماه سال 1388 02:27
این وبلاگ از امروز به وبلاگ جدیدی که دریای عزیزم ساخته برامون منتقل شد. پس سرکار خانم دریا خانم تیکه هاتون رو دیگه توی وبلاگ جدیدمون بفرمایید تا با آغوش باز بخوره توی ملاج این سونامی دیوونه. آدرس رو هم که داری. باز برای اطلاعتون عرض میکنم یه بار دیگه http://www.khiyal2.mihanblog.com/
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 21 بهمنماه سال 1388 23:15
حلالم کن
-
۱۲ بهمن - یوم همونی که اسمش رو نمیشه اینجا ببرم . (دریا)
یکشنبه 11 بهمنماه سال 1388 21:57
چند وقتی میشه که وارد زندگی یک نفر شدم. یک نفر براش کمه یک دنیا نفر. بدون اینکه دعوتم کنه وارد شدم. یه روز اتفاقی با هم آشنا شدیم. روزها رو به شب رسوندیم و شبها رو کنار هم تا صبح سپری کردیم. مهربون بود و در مقابل من بد عنق. لطف داشت و فری تایمش رو (free time) با ما میگذروند. گوشی بود برای شنیدن همه ی درد دلها. پله پله...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 6 بهمنماه سال 1388 19:13
گل میخک
-
WOW
دوشنبه 5 بهمنماه سال 1388 10:04
-
واگویه
یکشنبه 4 بهمنماه سال 1388 22:44
جونم براتون بگه. امشب میخوام از این عنصر عزیز و گرانبها حرف بزنم. عنصری حیاتی که با بودنش معنا و مفهوم زندگی رو عوض میکنه. دلیلی میشه برای گردش خون. حتی سرعت گردش خون رو هم خودش تعیین میکنه. غذا می پزه. بچه داری میکنه. دل می سوزونه (برای این و اون ، برای خرج خونه ، برای هر موجود جاندار و بیجان، برای هر محتاج) عشق می...
-
سه شعر که همین امروز دزدیدمشون.
جمعه 2 بهمنماه سال 1388 18:58
فعلا کار دارم. فقط بدون که برخورد امروزت اصلا برام قابل باور نیست. دیگه آخرین حدش میخواستم حجم و شکل می می های قشنگتو ببینم. این همه بد اخلاقی داشت؟ بعدا بیشتر راجع بهش حرف میزنیم. فعلا هم این سه تا رو بخون تا حسابی یه جاییت بسوزه که من به همه جات سرک میکشم و مال خودم میدونم. (زبونم از این بیشتر نمیاد بیرون بهت زبون...
-
پرت و پلاهای شب جمعه :D
جمعه 2 بهمنماه سال 1388 02:40
آقا چیزی میخوای دست کن توی جیب مبارک وگرنه ول معطلی دوست داشتن و عشق در جامعه ما درصد بالاییش به رختخواب ختم میشه…! شبای جمعه که میشه این دومادا ولخرج میشن و عروسا هم هی ناز و عشوه و پشت چشم نازک کردن که اینو میخوام اونو میخوام…! و تازه داماد هم هی میگه : مِخِرُم بَرات عَسَلُم…! مِخِرُم بَرات جیگرُم…! مِخِرُم بَرات...
-
دو تا چشم سیاه داری.
پنجشنبه 1 بهمنماه سال 1388 21:01
http://www.youtube.ca/watch?v=2gth3p9f5qc برای اونهایی که چشم سیاه دارند.
-
بخوانید و یاد بگیرید.
سهشنبه 29 دیماه سال 1388 21:57
ایجاد هیجان جنسی در زن و مرد طبق پژوهش های Masters و Johnson به ۴ بخش تقسیم میشود: ۱ـ مرحله تحریک ۲ـ مرحله اوج ۳ـ مرحله ارضاء ۴ـ مرحله بازگشت فاز تحریک بر اثر تحریک روانی نیز به وجود می آید. مثلا رنگ چشم، مدل مو، کل شکل ظاهــری، بوسه، نوازش و یا دست زدن مستقیم به دستگاه تناسلی، یک صدا، یک حرکت لطیف و رمانتیک تصویری یا...
-
راههای کم کردن خود ارضایی
سهشنبه 29 دیماه سال 1388 18:20
عادات سالم را در خود تقویت کنید: از تصاویر محرک جنسی اجتناب کنید، به جوک های مبتذل گوش ندهید، دوستان سالم برای خود انتخاب کنید و از پوشیدن زیر پوش های تنگ و چسبان خودداری نمایید. از مصرف بیش از اندازه ی گوشت گاو، به ویژه در وعده غذایی شام خودداری کنید. مصرف یک وعده غذای حیوانی آن هم در نهار کافی است. خوب است که یاد...
-
من از گربه های ایرانی خوشم نمیاد اما به عقایدشون احترام میگذارم.
شنبه 26 دیماه سال 1388 00:55
یک پیشنهاد به همه ی کسایی که موسیقی دوست دارند. اهل رپ و موزیک هستند. و همینطور به همه ی اونهایی که از همه ی اینها بدشون میاد. و فکر میکنند چون بدشون میاد باید از صحنه ی روزگار (داخل ایران) حذف بشن. حتما فیلم کسی از گربه های ایرانی خبر نداره به کارگردانی بهمن قبادی رو ببینید.
-
گفتن نداره دیگه.
جمعه 25 دیماه سال 1388 01:20
-
بعضی ها چطوری هستند؟
پنجشنبه 24 دیماه سال 1388 20:46
یه نفر هست که زندگی رو هر جوری باشه دوست داره. یه نفر هست که همیشه عاشقه. یه نفر هست که به نظرش اگر یه روز بشه که بدون احساس و علاقه زندگی کنه دیگه دلیلی برای کار کردن، نفس کشیدن، خوابیدن ، خوردن و ... نداره. یه نفر هست که فکر میکنه خدا انسان رو آفریده تا دوست داشته باشه و دوست داشته بشه. یه نفر هست که به هیچ چیز...
-
رنگ دریا
پنجشنبه 24 دیماه سال 1388 17:58
دریای آبی دریای پهناور همون دریا که وقتی بهش نگاه میکنم دیگه هیچی رو احساس نمیکنم جز اون همه زیبایی و طراوت و شادابی رو میزنه به سرم و دلمو میزنم به دریا به حدی وارد وجود نازنینش میشم که دیگه راه برگشت رو نمیتونم ببینم. بدون هیچ نگرانی از غرق شدن. دریا با خودش می برم به اعماق هستی به اعماق زندگی موجهای سنگین روونه ی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 21 دیماه سال 1388 09:20
وقتی لب فرو می بندیم و سخنی نمی گوییم ، غیر قابل تحمل می شویم و آنگاه که زبان می گشاییم ، از خود دلقکی می سازیم. رمان سرزمین گوجه های سبز - نوشته ی : هرتا مولر
-
؟؟؟؟؟؟؟؟
شنبه 19 دیماه سال 1388 23:51
ای خدا چی شده؟ ........................ قسمت دوم: در بیروت شبی مهتابی است. دمای هوا ۱۵ درجه بالای صفر. اکنون و در این لحظه که ساعت ۱:۳۰ است کمترین دمای امشب است. ... فردا هوا در لبنان نیمه ابری است. ................. قسمت سوم: میگه برو فال بخون. وقتی خودت دنبال بهونه هستی تا زودتر فلنگ رو ببندی و بری فالت به چه دردم...
-
سفرنامه ی قم
سهشنبه 15 دیماه سال 1388 22:18
برای سفر هیچ نوع آمادگی نداشتم. اما گاهی وقتها سفر میاد سراغتو دیگه هیچ راه فراری نداری. چه بهتر که ببینی سفر به جایی باشه که خودتم بنا به دلایلی شخصی و عقشی دوست داری بری. پس با کله میری. نه ببخشید با تمام وجود میری. با سرعت 120 تا میری. تازه بعضی وقتها تا 140 هم میری. وای به اون لحظه ای که شنگول و منگول داری راهتو...
-
شب تحرک و هیجان
سهشنبه 15 دیماه سال 1388 00:01
فکر کردی به همین راحتی ساکت میشم. از این خبرها نیست. همش هم حرفهای سکسی میزنی که تحریک بشم. اما امشب من نباید تحریک بشم خنگول. حالا همش بشین اینجا و زور بزن. امشب نوبته کسی دیگه است. عجله نکن. وقت زیاد هست. آهان صبرت تموم شد. حالا داری به اسم صدام میکنی. حالا بمون تو خماریش که جوابتو بدم. چه زود یادت رفت که خودت گفتی...
-
دریا دلفین
یکشنبه 13 دیماه سال 1388 19:49
لطفا دفعه ی بعد که به استخر تشریف می برید بیشتر دقت کنید شما دلفین هستید یا نهنگ ؟ پ . ن: قبلا در مورد خودم فکر کردم. نهنگ که اصلا نیستم. دلفین هم نمیشه گفت. چون هم به اون سفیدی نیستم و بدنم اون همه هارمونی نداره. هم اینکه اصلا تپه ندارم. بیشتر شبیه قورباغه هستم. ... از بس که شنا قورباغه میرم این حس بهم دست داده.
-
نکن . نکن . نکن . نکن . حالا بکن :D
شنبه 12 دیماه سال 1388 21:18
1- شش سال اوّل زندگی: • گریه نکن • شیطونی نکن • دست تو دماغت نکن • تو شلوارت پیپی نکن • مامانت رو اذیّت نکن • روی دیوار نقاشی نکن • انگشتت رو تو پریز برق نکن • دمپایی بابا رو پات نکن • به خورشید نگاه نکن • شبها تو جات جیش نکن • تو کمد مامان فضولی نکن • با اون پسر بیتربیته بازی نکن • اسباببازیها رو تو دهنت نکن •...
-
این چند روز که گذشت
جمعه 11 دیماه سال 1388 23:23
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر هر آن چه ناصح مشفق بگویدت بپذری ز وصل روی جوانان تمتعی بردار که در کمینگه عمر است مکر عالم پیر نعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی که این متاع قلیل است و آن عطای کثیر حالا که بهش نگاه میکنم تازه می بینم که این چند روز چقدر کنار هم خندیدیم و شوخی کردیم و از لحظه ها لذت بردیم. چه بهتر که هر چی...
-
فقط ما نیستیم که به همین آسانی دل بسته ایم.
چهارشنبه 9 دیماه سال 1388 12:27
وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده.ا قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف میزد می ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم . بعد از مدتی کشف کردم که موجودی عجیب در این...
-
بدون شرح :)
سهشنبه 8 دیماه سال 1388 12:28
-
دارم هوس دوست فراوان . اما صد افسوس که ندارم هیچ وسیله ای
یکشنبه 6 دیماه سال 1388 21:07
سلام جیگرم نمیدونی امروز چه خبر بود همین هم باعث شده که همه ی مملکت به هم بریزه. برام اینجا پیام بزار اگر دیدی.
-
پ پ پ پ
چهارشنبه 2 دیماه سال 1388 19:11
پائولو کوئیلو میگه: سفر بهترین دانشگاه زندگی محسوب می شود ، تو ممکن است یک خروار کتاب درباره یک شهر خوانده باشی اما تا وقتی آنجا نروی، نمی فهمی که آنچه خوانده ای زیاد به دردت نخورده است از طرفی در سفر است که تو از محیط خودت بیرون می آیی و اینست که خود را رها کنی. مستقل و کمی گمگشته ؛ نیاز مند یاری دیگران هستی ؛ و این...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 2 دیماه سال 1388 00:39
فردا صبح به این تصویر مطلب اضافه میشود.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 1 دیماه سال 1388 02:00
ساعت 1:40 بامداد اولین روز از دی ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و هشت مکان اطاق شخصی ام در خانه ای حقیر خوشبختانه ساعت 12 موفق شدم از مهمونیه یلدا نشینی خانوادگی فلنگ رو ببندم. بدبختانه از ساعت 12:30 تا همین 1:40 که ملاحظه شد درگیر کانکت شدن با این خط مرحوم آی دی اس ال بودم. کار به جایی رسید که قطع امید کردم و با مدیریت...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 29 آذرماه سال 1388 20:53
چقدر سخته که توی یه کار شک داشته باشی. واقعا گیج شدم. از یه طرف فردا عزای عمومی و منم میخوام قم باشم و به جمع مردم بپیوندم. از طرفی آبجی خانم پس فردا میخواد بره سفر و هم احتیاج دار که فردا کارها رو براش انجام بدم هم اینکه دست تنها روز آخری نمیتونه بمونه شرکت. واقعا موقعیت سختیه. هر چی بهش فکر میکنم هیچ راه چاره ای...
-
آیت الله منتظری به دیار باقی شتافت
یکشنبه 29 آذرماه سال 1388 10:27
دوستان در تماسی که چند دقیقه ی پیش با دفتر معظم له داشتم متاسفانه خبر تایید شد. ایشون نتونستند این همه جفا و ظلم رو تحمل کنند. خدا بیامرزتشون خودتون رو برای مراسمات ایشون آماده کنید.