به به . چه عروس زیبایی .
عجب بر و رویی ، عجب هیکلی
رئیس جنگله دیگه هر غلطی دلش بخواد میکنه
نه گشت ارشاد
نه اماکن
هیچکی هم جرات نداره بهش گیر بده
(احسنت به این همه انعطاف بدنی)
عقشولانه بالای درخت
آخ که چقدر زمونه ی نامردی شده
می زنیم به بیخیالی
یه خانواده ی عیالوار
یه نمونه ی زیبا از کلمه ی دورت بگردم الهی
تف مالی کردن به سبک میمونی
به این میگن دو نفر به یه نفر
اینم آهو ها البته سرعت عملشون توی دویدن شهره ی خاص و عامه
خدا میدونه توی بقیه کارها سرعتشون چقدره
چقدر هم رمانتیک سوار هم شدن
آخی نازی
بچه است
دلشو نشکن بزار فضولیش رو بکنه
اینم یه سری به یاد اون شعر که میگفت:
کبوتر با کبوتر ... باز با باز
کند همجنس با همجنس پرواز
(اما کو گوش شنوا)
اینم یه گربه ی شیطون که فقط نگاه می کنه و میخنده
نه لامپ داره نه شمع
لطفا تشریف ببرید پشت درخت قربان.
مگه خودت خوار، مادر نداری که با مردم جلوی انظار عمومی ...
.........
فرض که خرطومت دراز ه نباید که بکنیش توی هر سوراخی
کاه از خودت نیست کاهدون که از خودته
آخه آدم چقدر فضول میشه؟
پسر خوب اونجا دنبال چی میگردی/؟؟
.............
نکشششششششششششششششش لامصب
مگه تو احساس نداری
نکش پسر
دِ نکش دیگه ...
خودمونیما چقدر کش میاد
وقتی یه روز ، بخواد روز خوبی باشه همینجوری میشه که برای من شد.
اول بهترین دوست میاد دیدنت.
درسته میگه خودتو به من نچسبون اما دیگه می چسبیم به هم و گل میگیم و گل می شنویم.
بعد هم یه برنامه ی اتفاقی پیش میاد تا هم زیارتی بکنیم و هم نذری رو ادا کنیم.
کجا؟
امامزاده صالح که هنوز هم جای دوست داشتنی و خوبیه.
با اینکه آمادگیشو نداشتم که برم زیارت اما دیگه تلبیده بود و نمیشد ردش کرد.
عکسهاش هم میزارم که دوست خوبم ببینه که اونجا هم به یادش بودم.
هم اینکه ببینید امامزاده ها هم از جنبش سبز حمایت می کنند.
نایب الزیاره شما هم بودم دریای عزیزم.
با همه ی گناهکاریم خواستم که منو فقط یه پیغام رسان تلقی کنه و شما رو به هر خواسته و آرزویی که داری برسونه.
فرمانده پادگان در پایان سال به حسابرس گفت: من همه حساب ها رو کنترل کردم، همه اش درست بود، فقط یکی رو نمی شناسم که بشدت بهش مشکوکم و از همه هم بیشتر پول می گیره و تا به حال هم اون رو ندیدم.
حسابرس پرسید: قربان! اسمش چیه؟
فرمانده پادگان گفت: اسمش جمع کل ِ
و همیشه هم اسمش رو آخر همه می نویسه.