زندگی

عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی.

زندگی

عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی.

هر که دارد ز خودش یار و کسی

 

 

 

رفته بودم دکتر. 

 

فکر کرد تا آرنج دستشو بکنه توی دهنم یا با دارو و کپسول و قرص میتونه دردم رو ساکت کنه. 

 

میخواستم بهش بگم خانم دکتر نازنین آخه چرا ازم سوال نمیکنی که چی شد که دندونت اینجوری شد. 

 

مگه قرار نیست هر دردی یه دلیلی داشته باشه.   

 

به قول خودتون دندونهام هم مرتب و تمیزه و هم معلومه که بهشون میرسم. 

 

پس چرا باید یک شبه این همه درد بیاد سراغم. 

 

به غیر از اینکه چون میدونستی دوای دردم رو نداری فقط با تلقین دارو سعی میکنی خوبم کنی. 

 

 

اون همه ژلوفن و مفنامیک اسید و استامینوفن کدئین خوردم و افاقه نکرد  

 

 

 

در عوض فقط وقتی یک لحظه دریای خودم رو دیدم و باهاش حرف زدم حالم خوب شد. 

 

دریای من صاحب بزرگترین و ویژه ترین و تخصصی ترین دکترا توی دنیاست. 

 

که با یک نگاه و یک سلام منو خوب میکنه.  

 

 

 

خانم دکتر دریا جلسه ی بعدیه ویزیت رو اعلام نکردی !!! 

 

 

 

 

آخ دندونم 

 

 

وای دندونم 

 

  

 

 

عبــــور

عبــــور   

خوشه های  خاطره
معلق
بر دیوار عمر
مرا
به کوچه های  کودکی می خوانند
تا از ردیف اقاقی ها
عبوری دوباره کنم

ادامه مطلب ...

دستهایی که بوی بهار میدهد

به سمتش می روم 

  

 

آغوشش را برایم باز میکند 

 

 

آغوشی به نرمیه ابرها به زیباییه بهشت به شرینیه عسل 

 

 

دردها در من محو می شوند 

 

 

سحرها باطل میشوند  

 

و همچون معجزه ای  میشوی از برایم 

  

لبخندها فراوان 

 

 

 

همچون سوخت هسته ای غنی شده با درجه +۹۰ میشوم 

 

آنگاه که تو را دارم 

 

... 

 

این تویی دریای بیکران 

 

... 

 

همان که برایم دوستی نگران و غمخواری مضطرب است. 

 

   

گفتی مرا همچون کودکان خود میدانی. 

 

کودک تو بودن  چه خوش لحظه ای است               ای آرام جان 

 

 

 

 

 

 

 

باهم یا بدون هم   

 

می حرفیم

 

میخوانیم 

 

می نویسیم 

 

میرقصیم 

 

میخوریم 

 

 

مینوشیم 

 

 

می شا....  (چه شلوار لی طوسی سنگ شور شده باشد چه هر چیزه دیگر) 

 

 

 میخوابیم 

 

 

میکاریم (کار میکنیم) 

 

 

می دردیم (درد میکشیم) 

 

 

می عشقیم (عشق میکنیم) 

 

می دزدیم  

 

می لرزیم 

 

می شکنیم 

 

می بوسیم 

 

می نگاهیم 

 

 

می تایپیم 

 

می  

 

 

می 

 

 

 

می 

 

 

 

 

رفتی و برگشتت با خداست... خدا به همراهت عزیزم....

دور بودن از عزیزان مشکل است 

 

 

 

امتحان با وفائی ، در جدائی حاصل است         

 

 

  ...    

 

 

 

 

 

 

گرچه من دورم ز پیشت ای رفیق  

 

 

 

دوریت دریا و یادت ساحل است  

 

. . . 

 

از طرف سونامی 

با  آرزوی بهترین لحظات 

در شبها و روزهای آتی

دریا با سونامی بازی میکنه....

خدا بی همتاست 

 

با نام خدا آغاز کردیم تا او هم با ما همراه شود 

 

 

اما با نام وحید ادامه میدهیم: 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم 

 

 

اینو دریا میدونه که ربط وحید با این جمله چیه و بس. 

 

  

من سونامی بودم که در دریا شکل گرفتم. 

 

اما این سونامی نه خطر داشت و نه خرابی به بار آورد. 

 

از این به بعد بیشتر با این دو عنصر جهان آفرینش آشنا میشید. 

  

 

دریا مملو از آب و روشنایی است. 

 

او (سوم شخص مؤنث) سونامی را در روشنایی اش محصور کرده . 

 

اینگونه شد که سونامی دیگه نه توان جدایی از آب رو داشت و نه قدرتی که بخواد به ساحل حمله کنه. 

 

تازه آغاز راهیم. 

 

موقعی که تو با سرفه هات میگفتی: 

 

آهای سونامی ، حواست به کار خودت باشه خودت هم میدونستی اون سرفه ها شده بود همه ی  

نشان ارتباط. 

 

سرفه هات مثل ایکس بود که زمان رو نگه میداشت 

 

اون موقع بود که گذر عمر رو احساس نمی کردم. 

  

 

دریای من یه چیزی میخورد که نگفت چیه 

اما وقتی میخوردش انگار که یه آدم داشت توی باتلاق روی چوب شکسته ی درختها راه میرفت: 

خرچ   خروچ          شلپ        خرچ        شولوپ 

 

اما دریا بهم گفت این صداها

 

به راه رفتن روی برگهای درختهای سرما زده پاییزی هم بی شباهت نیست

 

امروز بازی کلمات کردیم. 

 

این جمله های بالا همه با کلماتی بود که من گفتم و جمله ها و حرفهایی که دریای من گفت.