زندگی

عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی.

زندگی

عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی.

پ پ پ پ

پائولو کوئیلو میگه: 

 

سفر بهترین دانشگاه زندگی محسوب می شود ، تو ممکن است یک خروار کتاب درباره یک شهر خوانده باشی اما تا وقتی آنجا نروی، نمی فهمی که آنچه خوانده ای زیاد به دردت نخورده است از طرفی در سفر است که تو از محیط خودت بیرون می آیی و اینست که خود را رها کنی.
مستقل و کمی گمگشته ؛ نیاز مند یاری دیگران هستی ؛ و این هم بخشی از شرایط انسانی است، موفقیت این رها شدن در این است که کسانی تو را یاری کنند تا راه خویش را بیابی ، هرچند که این را ه از پیش نوشته شده باشد. 

 

 

پ . ن 1 : امروز صبح قرار بود مطلب قبل رو کامل کنم اما اونقدر روز خوبی بود که حیفم اومد لحظات شیرینش رو ترک کنم و برم سراغ اون مطلب. 

پس به رسم یادگار اون مطلب رو نیمه کاره رها میکنم. 

تا هر وقت نگاهش کردیم یاد روز خوبی باشیم که در کنار هم بودیم. 

 

پ . ن 2 : 

مطلب بالا اونقدر خوب و آموزنده بود که دلم نیومد نظر خودم رو نگم. 

این اتفاق و آشنایی هر لحظه بیشتر از قبل برام عزیز و گرانبهاتر میشه. 

پس به حرفش گوش میدم و خودم رو در آغوشت رها میکنم تا به هر سمت و سویی که میخوای ببریم.  

 

پ . ن آخر : بازم هزار تا از تو و خودم ممنونم که با سخت نگیری و نگیر بودن در کنار هم روز قشنگی ساختیم.

 

 فردا صبح به این تصویر مطلب اضافه میشود.

 

media httpcachegawkercomassetsimages17200912500xpainpointsjpg DgmACAvejnfehhn.jpg.scaled500 Common Laptop/Netbook Positions to Avoid

ساعت  1:40 بامداد اولین روز از دی ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و هشت 

مکان اطاق شخصی ام در خانه ای حقیر 

 

خوشبختانه ساعت 12 موفق شدم از مهمونیه یلدا نشینی خانوادگی فلنگ رو ببندم. 

بدبختانه از ساعت 12:30 تا همین 1:40 که ملاحظه شد درگیر کانکت شدن با این خط مرحوم آی دی اس ال بودم. 

کار به جایی رسید که قطع امید کردم و با مدیریت فنی شرکت تماس گرفتم. 

تا بالاخره بعد از کلی دعوا و درگیری قول دادن پیگیری میکنند و وصل میشه. 

 

اما چه فایده که دیر شده بود. 

پیغام ارسالی به مناسبت شب یلدا رؤیت شد. 

  

شرمنده نیستم از اینکه سه ساعته پیش منتظر بودی بیام و نیومدم. 

چون خودت همیشه بهم میگی کنار خانواده باشم.  

حالا خانواده ازم خواسته بود کنارش باشم. 

چند بار بهت گفتم حداقل جزئی از خانواده ی شخصیه من باش. خانواده ی مجازیه من باش. 

هر بار رد کردی. 

نمیتونستم دعوت خانواده رو رد کنم و به شب نشینی نرم. 

از تو چه پنهون خیلی لحظات به یادت بودم. 

 

وقتی م. توی ماشین داشت با یکی از دوستانش صحبت میکرد و میگفت: 

آقای ... دم خروس رو باور کنم یا قسم حضرت عباستون رو. 

 

یا وقتی فال حافظ گرفتم و این اومد: 

 

گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سر آید 

گفتم که ماه من شو، گفتا اگر بر آید 

 

و خیلی لحظات شیرین دیگه. 

 

نکته ای که به ذهنم میرسه شاید یه مقدار تلخ باشه 

البته برای من شیرینه، تو هم سعی کن از جنبه ی شیرینی بهش نگاه کنی 

 

وقتی نیستم بیشتر میخوای کنارت باشم. 

وقتی هستم میگی خوب این که هست بزار یه کم اذیتش کنیم. 

 

یه جور دیگه هم شاید بشه بهش نگاه کرد اینکه  

وقتی نیستم میگی ای بابا این پسرک کجاست یه کم اذیتش کنم و باهاش شوخی کنم  

تا جفتی با هم و به هم و در کنار هم و ... بخندیم. 

 

هر دو جورش زندگی رو برام خیلی شیرین میکنه. 

 

از اینکه امشب کنارت نبودم خیلی ناراحتم. دوستیمون احتیاج به یک تجدید نظر اساسی داره. 

 

 

 

امشب درس خوبی بهم داد، که از این به بعد اگر احساس کردم نیاز داری که بعضی مواقع کنارت باشم  یا بهم این مطلب رو گفتی

 

(اینو از طرف خودم نمیگم چون بهتر میدونی که من لحظه ای نیست که نیاز نداشته باشم کنارت باشم.بدون تعارف) 

 

حتما کنارت میمونم و قید همه چیز رو میزنم. 

 

این آخرین بار بود که تنهات گذاشتم.

چقدر سخته که توی یه کار شک داشته باشی. 

واقعا گیج شدم. 

از یه طرف فردا عزای عمومی و منم میخوام قم باشم و به جمع مردم بپیوندم. 

از طرفی آبجی خانم پس فردا میخواد بره سفر و هم احتیاج دار که فردا کارها رو براش انجام بدم 

هم اینکه دست تنها روز آخری نمیتونه بمونه شرکت. 

واقعا موقعیت سختیه. هر چی بهش فکر میکنم هیچ راه چاره ای پیدا نمیکنم. 

اگر کار دولتی داشتم یا جایی کار میکردم که رئیسم خواهرم نبود مطمئنن حتی اگر مرخصی فردا به اخراجم از کار هم ختم می شد می رفتم قم. اما چه کنم که این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست. 

 

یعنی میدونی یه طرف خواهرمه که نیاز داره کنارش باشم. 

طرف دیگه هم یه جنبشه که اگر هر کسی بخواد مثل من فکر کنه کم کم از جمعیتش کم میشه. 

 

باید فکر کنم ببینم چکار میتونم بکنم؟ 

 

فعلا برای اینکه یه حرکتی انجام داده باشم میرم یه کم خرما یا شیرینی بخرم خیرات کنم برای همه اموات و همینطور آیت الله منتظری و سعی کنم یه کم اطلاع رسانی کنم. 

  

 

یا حق

آیت الله منتظری به دیار باقی شتافت

 

 

دوستان در تماسی که چند دقیقه ی پیش با دفتر معظم له داشتم متاسفانه خبر تایید شد. 

 

ایشون نتونستند این همه جفا و ظلم رو تحمل کنند. 

 

خدا بیامرزتشون 

 

خودتون رو برای مراسمات ایشون آماده کنید.