دریای عزیزم گفتی خیلی بد است که انسان زود قضاوت کنه...
چشم زود قضاوت نمیکنم
گفتی اگر بخواهیم هر چیزی که میبینیم رو همونجور که بخواهیم تجزیه و تحلیل کنیم دیگه باید همه همدیگر رو بخورند...
خوب اینکه چیزی نیست این همه کوفته میخورم حالا خودتم میخورم
میگی خیلی سخته که کسی کاری رو که انجام نداده با تاکید بهش بگن که تو اینجوری هستی و خیلی سختتر که شخص نمی تونه بیگناهی خودش رو ثابت کنه.
کی گفت تو گناهکاری عزیز دلم
این سونامی بود که احساس گناه میکرد
بازم از اون حرفها زدی:
در هر حال به تصمیمی که گرفتی احترام میذارم ..
بالاخره مردی گفتن ، زنی گفتن
آخه من کی گفتم:
چند روز پیش گفتی دوستی خشک و خالی ردش کردم و الان هم گفتی بی احترامی به دوستی ....درسته فقط یک دوستی اما من برای دوستی ارزش زیادی قایل هستم چون به نظر من کلمه مقذسی ......
هزار برابر با این حرفها دوستدارت شدم
چه خوبه که گاهی یه کم عصبانیت کنم، چه حرفهای قشنگی میزنی اینجور مواقع
حرفهایی رو میزنی که چندین ساعت هم وقت صرف میکنم باز هم بهم نمیگی
اما اینو که گفتی :
واقعا متاسفم که این برداشتت از من و دوستیم بود........
و در آخر یه خواهش کردی که بازم سرت کلاه گذاشتم
یه پا کلاه بردار شدم.
کلاتو محکم بگیر برش ندارم
با خواهش زیاد وقتی این کامنت رو خوندی پاک کن..
سلام دریای عزیزم
خوبی؟
دریا کاری که امروز کردی خیلی ناراحتم کرد.
هیچ وقت نخواستم مزاحمتی برات داشته باشم. گاهی هم که نقطه زدم فقط برای این بوده که بدونی هستم و منتظرت نشستم.
اما از امروز به بعد دیگه هیچ وقت پیش قدم نمیشم.
تو هم حق داری ، مهمونی ، نمیتونی حرف بزنی.
مطمئنم یه کاری قبلا کردم که مجبور شدی Invisible بیای
یا وقتی می بینی من هستم صفحه رو ببندی.
اما دیگه نگران نباش عزیزم.
یک بار دیگه هم اینجوری شد ، اون بارم خیلی برام سنگین بود اما سعی کردم اهمیت ندم.
دیگه این بار تصمیم خودمو گرفتم.
میدونم تو هم موافقی.
نمیخوام بخاطر حضور من خودتو مخفی کنی یا Sign out کنی.
ضربه ی بزرگیه به دوستیمون.
از همین لحظه به بعد دیگه کاری نمیکنم که نگران باشی و این کارها رو انجام بدی.
حضور من که نباید باعث بشه روال عادی زندگیت به هم بریزه.
و اینگونه بود که بنا به دلایلی امروز به استخر می رویم
و شنبه به اراک
حالا شما پیدا کنید پرتقال فروش را
چرخ گردون چرخید و چرخید
تا تو افتادی توی کاسه ی من ، چه افتادنی هم.
افتادی و زدی سر و کله و قلب و شش و نفس و قد رعنا و چشم بادومی و موهای پرکلاغی و
دماغ عقابی و لبهای غنچه ای و چونه ی بی سوراخ و لپهای استخوانی و دندونهای کرم خورده و گردنه دراز و خلاصه بقیه چیزها که درست نیست تشریح بشن رو داغون کردی رفت.
امشب تا وقتی که بیای میخوام باهات حرف بزنم. اگر هم نیای که تا وقتی خوابم بگیره باز حرف میزنم.
خدا به داد برسه اگر نیای
نه میخوام بگم دوستت دارم
نه بوس و بغل و تف مالی بخوام و توی رویا از این کارها بکنم
............
اتفاقا میخوام باهات دعوا کنم
بزنمت
بکشمت
و ...
اومدی
بقیش بمونه برای یه وقت دیگه